پیدا





سریال های جا مانده ای

درخواست حذف اطلاعات

http://s8.picofile.com/file/8341194326/119.jpg اپیزود 23 فصل یک فرندز یکی از شگفت انگیز ترین و خنده تارین و بی نظیرترین اپیزودای جهان بود برام ! :)) یعنی اونقدر که نشستم یه بار دیگه از اول دیدم و قهقهه زدم ! :)) جایی که راس بالا ه بابا میشه ! روانی هاااااا .. دیوانه ها !! ..:))) یه بچه با سه تا مامان بابا ! :)) .. یه بابا و دو تا مامان . دعوا و کل کل های راس و سوزان ..ریچل و علاقه احمقانه ش به مردای ! :)) اونجا که به ه نخ میده و ه که ه ن و زایمان بوده می گه از بس -س !! :))) در طول روزش میبینه که دیگه حالش بهم می خوره از س-س و دوستی و مثال قهوه رو برای ریچل میزنه و ریچل میره تو دیوار ! :)) ..زنیکه ی حششش ری . یا اونجا که جویی ! جویی تربیانی به اون زن باردازه کمک می کنه و عاشقش مشه و بعد زنه همسرش میاد و جویی از پشت در می بینه و دست بادکنکی که یده بود و میگیره و دلش ته میره ! :)) . چقدر من دلم کبابه برای این بشر . همیشه ی خدا بدبخته . سوژه ی رفیقاش و ش ت خورده ی دایمی تو دوستی. کلن مردای این سریال بدبختن همشون یه طورایی ! :)) ..و یا آواز خوندنای فیبی . که خداسسسس. شعراش خداست . راس و سوزان تو انباری بیمارستان گیر کرده بودن و این داشت براشون می خود . ترسناک تعریف می کرد ! :)) و بن ! که بالا ه به دنیا اومد . این سکانس به دنیا اومدن بجه . م بود. م :)) تک تک دقایق این اپیزود و می تونم تعریف کنم و همراش بخندم . می تونم هزار بار این اپیزود و ببینم و قهقه بزنم . دمشون گرم . عااالی بود :)) http://s8.picofile.com/file/8341194318/118.jpg