پیدا





کتاب های جا مانده ای

درخواست حذف اطلاعات

" هر نظریه ای یک عیب اساسی داشت: آن چیز دوست داشتنی چون به لنگر هستی مبدل می شد باید مثلِ هر کمال مطلوبی عاری از عیب می بود. و من چنین ی را نمی یافتم. وقتی هم به زنی بَر می خوردم که گمان می این همان کمالِ مطلوب است محضِ اطمینان از همان ابتدا در وجودش به دنبال عیب میگشتم. و همیشه هم پیدا می . این بود که همیشه دچار نومیدی مطلق میشدم و هر بار که دچار نومیدی مُطلق میشدم این آینه بود که نجاتم میداد. کافی بود در زنده بودن خود شک کنم. آن وقت میرفتم جلوی آینه و به خود میگفتم: «می بینی؟ تصویرت را نشان نمی دهد. پس هنوز به شیئی بی جان تبدیل نشده ای!» همنواییی شبانه ی ار تر جوب ها - رضا قاسمی