پیدا





کتاب های جا مانده ای

درخواست حذف اطلاعات

" به خودم گفتم گربه را دَم حجله باید کشت.چه کارم می کنند؟ فوقش می اندازنم جلوی مار غایشه..."

همنوایی شبانه ی ار تر چوب ها - رضا قاسمی + قبلا مطلبی خونده بودم در مورد مار غایشه که به مار های جهنم معروفه. نوشته بود که :جهنم هفت در دارد و در هر دری هفتاد هزار کوه است و در هر کوهی هفتاد هزار شعبه است.در هر شعبه ای هفتاد هزار وادی است و در هر وادی هفتاد هزار شقه است و در هر شقه هفتاد هزار خانه است و در هر خانه هفتاد هزار مار است که بلندی هر مار به اندازه سه روز راه است و نیش های آن ها به اندازه درخت ماست.این مارها به انسان ها حمله می کنند و می درند و گوشت های بدن ایشان را متلاشی می کنند . اهل عذاب با مشاهده این مارها به نهر هایی از آتش که در روی زمین جهنم در جریان است و مملوع از زهر مار و عقرب است پناهنده می شوند و خودشان را به درون این نهرها می اندازند.این نهرها هم به قدری عمیق هستند که اهل عذاب وقتی داخل این نهرها افتادند 70 جریف پایین می روند و هر جریف 70 سال راه است." + ترسناک تر از این یا نامه میشه تصور کرد؟؟!! حالا تصور کنید عقرب جراره چه شکلیه ؟ :)) باز برین گناه کنین !
++ البته که به هیچ وجه با این مطلب موافق نیستم . من خودم تنها به یه بیت حافظ که می گه : لطف خدا بیشتر از جرم ماست ...نکته ی سر بسته چه دانی خموش . نسبت به تمام این ترسناک های تینجری معتقد هستم و خواهم بود .