پیدا





من یار مهربانم

درخواست حذف اطلاعات

الان شاید وقتش باشه بگم که کتابِ همنوایی شبانه با ار تر چوب ها یک پله بالاتر از نا تمامی هست از لحاط شگفت انگیز بودن. و باید بگم خیلی خوشحالم که این کتاب و انتخاب برای خوندن . اگه به خاطر نطراتِ دیگران و اینکه کتاب سخت و نچسبیه نمی خوندمش حتما حسرتش و می خوردم یه روزی . فوق العادست . شده رفیقِ شفیقِ این روز های بیماریم . از خودم دورش نمی کنم . همه جا پیشمه . حتی اگه نخونمش . می ترسم کلمه ها حواسم باشه پاشن دَر برن .اونقد خوبه که بعد هر بار تموم فصلش کتاب و می بندم و رو تخت دراز می کشم و بهش فقط فکر می کنم . یکی از جذاب بودن های کتاب اینه که فصل های کوتاه کوتاه زیادی داره توش که باعث میشه تمام داستان ها و قسمت های کتاب دسته بندی بشه و کامل متوجهش بشی . وقتی کتاب فصلش طولانی بشه و به درازا بکشه مثل سریالی می مونه که نویسنده نمی دونه چطوری جمعش کنه . اما این نویسنده . یعنی رضا قاسمی دقیقا می دونه داره چیکار می کنه . به این نتیجه رسیدم من آدمی هستم که از چیز های سورئال و عجیب که خیلی ها خوششون نمیاد خوشم میاد . این و به عنوان مزیت یا خاص بودن نمیگم . اینو به عنوان قل میگم که دارم از تویی خودم درش میارم . های هنر تجربه ای .میتونم مثال بزنم . هایی که خیلی ها دوستش ندارن و من می بینم لذت می برم . و حالا کت تو همون زوایا . دارم لذت می برم ازش . می دونی یه چیزایی توش گفته که من بهش فکر ! ..مثلا یک جایی هست راوی می گه می ره جلوی آینه که ریشش و بزنه خودش و نمی بینه و فقط ماشین ریش تراش و می بینه ! ..بعد تصمصم میگیره تمام چیزهایی که اطرافش هست و بیاره تو آیینه تا ببینه دیده میشن یا نه . که می بینه دیده میشن . جسم های بی جان همه دیده میشن.بعد مسواکش و بر میداره می بینه مسواکش دیده نمیشه . و به این فکر می کنه چرا مسواکش که بی جان هست دیده نمیشه . فکر کن ! نویسنده به چیزای دیوانه کننده و شاید به طاهر مس ه ای فکر کرده و نوشته . مس ه نیست اگه بگم من به این چیزا هر روز فکر می کنم . وقتی جلوی آینه وا میستم خودم و نمی شناسم . برام این چهره گاهی غریبه ست . مثل راوی که گاهی تو آینه خودش و نمی بینه . من به این موضوعات عحیب فکر می کنم . اما خب خیلی وفتا ادم جرات گفتنش و نداره . چون مس ست برای همه . من با حرفای این نویسنده همزاد پنداری می کنم . اون به چیزایی فکر می کنه و می نویسه که من بهش فکر می کنم . و این تازه یه پله از چیزیه که من از این کتاب فهمیدم .