پیدا





ده فرمایشات ته شبی یک آدم

درخواست حذف اطلاعات

تا حالا ی از سرما خوردگی مرده؟ سوال پیش میاد. یه سرچ برو بزن ا ین مرگ بر اثر سرماخوردگی در کجا بوده . اگه چیزی نیاورد شاید از فردای امشب بیاره .پسری از خاورمیانه . در کشوری به نام ایران در قلب پایتخت در شبی از ش که تا صبحش هزار کیلومتر راه کش امده بود بر اثر جراحات به وجود امده از تنهایی و غربت و بیماری صعب العلاجی به نام سرماخوردگی که در فرنگ به آن common coldگفته میشود دعوت حق را لبیک گفت.خدا ی یه چیزی امشب از اندرونم داره فریاد میزنه که میمیرم از سرماخوردگی.خدا یا.خدا ی .یعنی امشب و زنده صبح کنم تا سرماخوردگی بعدی قطعا نمیمیرم. حالم خیلی بده پسر. هی از حال میرم بعد دوباره بیدار میشم.نمیشه خو د. ته گلوم یه چیزایی هست شبیه سوزن ته گرد. هی نفس که میخوام بکشم بالا پایین میشن روح و روانم و میریزن بهم. خدا ی من در این بیماری نباید بی یار و همسر میموندم.عرش خدا به لرزه در میاد به خاطر این غربتی که منه مظلوم بیمار چشم و بینی خیس دچارشم. اهای دو نفره ها خوش به ح ون وقتی مریضین یکی هست پرستاریتون و کنه. عشق بده. خوبتون کنه.برسه بهتون.قد یه تریلی ناز و ادا و لوس شدن و کوفت و زهر مار ور دلم تلنبار شده که تو این شبا میزنه بیرون بعد میبینیم بی ثمره میکنیمش تو.سرخورده میشه ادمیزاد.خودش به خودش باید برسه . نرسه مرده. بی عشق یار و دلداری. بی نوازش و مراقبت های ویژه ای. بی تا صبح بیدار موندن و نگران بودن و نخو دنی.دلدار خواب هفتمین پادشاه و هم داره میبینه پسر. برو سرچ کن بببن ی بر اثر سرما خوردگی مرده یا نه. تو دومیش نشی...