پیدا





ادامه شاید

درخواست حذف اطلاعات

عشق اولین چیز و ا ین چیزیه که آدمیزاد دست میندازه بهش برای به آرامش رسیدن.نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن طبیعی ترین و زیبا ترین و پر رنگ ترین حس توی دنیای 0 و یکی آدماس. چه آدمیزاد چه حیوونش. دلش میخواد مهم ترین موجود تو دنیای یه هم نوعش باشه که با اون.با درک اون حس جهان و ت بده.برای همینه که همیشه به آدمایی که دوست داشته میشن حسودیم میشه. دوست داشته شدنی که همراهش احترام.عشق و خنده و خوشبختی میاره. که اون ادم به عنوان موجود زنده ای که چار ستون بدنش با این عشق محکم شده میتونه به تمام کائنات دستور بده و بخواد که هیچ چیز مانع توقفش نشه. ادم با دوست داشتن بزرگ میشه.قد میکشه.می رسه و نفسش از جای گرم در میاد . عشق و دوست داشتن اولین و آ ین جیزیه که آدمیزاد دست میندازه برای به آرامش رسیدن. دعا کنیم وقتی هر آدمی دست میندازه. وقتی فکر میکنه تو دستاش کاخ پادشاهیه اون ور ابراس وقتی دستش و باز میکنه آب نبینه.نبینه از لای انگشتاش دوست داشته شدن میچکه و لیز میخوره و میره سمتی که تو اون سمتش نخواهی بود .چون تو آشنا نبودی.تو یه آدم فضایی بودی که فقط باید امشبت و تا صبح بدویی که به سفینه برسی. سفینه ای که هزار سال دیگه دوباره بر میگرده.برای همینه که هیچ وقت کله ی سبزت و نوع راه رفتن و صدات و حرف زدنت شبیه به ادمیزاد ها نبود.برای همینه که دوست داشته شدن تو این زمین انقدر سخت و دهن سرویس کنه. میگن تو سیاره ی ما که شبیه زمین نیست آدما هم و دوست دارن. میگن همیشه پیش خودشون زمین و زمینیا رو مثال میزنن به عنوان موجودات خودخواه که برای هر کارشون دنبال چیزی هستن. دنبال حرفی حدیثی منفعتی. میگن اونجا وقتی یکی و دوست داشته باشی تا ا عمر فقط اون و میبینی. میشه محرم . میشه عزیز. میشه آشنا. افتخار هفت نسل قبل و بعد. میگن اونجا دوست داشتنا نارنجیه.خیلی نارنجی. کاش دیر نرسم و در سفینه بسته نشه.